مـدیرنامـه
رسانه اختصاصی مدیران

منصفانه رفتار کنید، نه برابر[Disruptive HR]

تبیین تفاوت بین مواضع منصفانه رفتار کردن و برابری بین کارکنان

0 2,004

از روزی که شروع به کار در حوزه منابع انسانی می کنیم، به ذهن ما می رسد که باید منصف باشیم. ما باید از اعمال تبعیض آمیز پرهیز کنیم. و بنابراین، ما باید با همه یکسان رفتار کنیم. متأسفانه، در حالی که انصاف مطلوب است، با رفتار یکسان با همه به این موارد نمی رسیم. انصاف با ثبات یکسان نیست – و در برخی موارد – سازگار بودن در واقع بی عدالتی بیشتری ایجاد می کند

بررسی یک داستان واقعی:

یک کارمند با عملکرد بالا از مدیرش پرسید که آیا می تواند چند روز بیشتر از تعداد مرخصی هایش استفاده کند-چون می خواهد مغز استخوان خود را اهدا کند – و اینکار معمولاً چندین روز طول می کشد . تیم منابع انسانی درخواست او را بررسی کرد اما در نهایت درخواستش را رد کرد. دلیلی که آنها بیان کردند این بود: “اگر ما این تعداد مرخصی به شما بدهیم، پس باید اینکار را برای همه انجام دهیم” و “همه این کار را انجام می دهند تا مرخصی اضافی دریافت کنند”.

 

حالا ما میتوانیم بعنوان شنونده به پوچ بودن این مورد بخندیم و به خودمان اطمینان دهیم که هرگز این موضع را اتخاذ نخواهیم کرد. اما از بسیاری جهات، ما تبعیت مشابه و سختگیرانه ای از رفتار یکسان و مداوم با مردم نشان می دهیم. مثلا، …

ما همه را تحت مصاحبه های «بازگشت به کار» قرار می دهیم، زمانی که فقط چند نفر از اعضای تیم از این مزیت استفاده می کنند.

ما می گوییم که همه باید به دفتر بیایند و حضوری کار کنند زیرا برخی از کارمندانی که با مشتری روبرو هستند یا کار عملیاتی دارند نمی توانند از راه دور کار کنند.

ما برنامه های آموزشی را برای همه کارمندان اجرا می کنیم، در حالی که واقعاً فقط چند نفر از اعضاء تیم، نیاز به آن آموزش دارند.

 

از روزی که شروع به کار در حوزه منابع انسانی می کنیم، به ذهن ما می رسد که باید منصف باشیم. ما باید از اعمال تبعیض آمیز پرهیز کنیم. و بنابراین، ما باید با همه یکسان رفتار کنیم. متأسفانه، در حالی که انصاف مطلوب است، با رفتار یکسان با همه به این موارد نمی رسیم. انصاف با ثبات یکسان نیست – و در برخی موارد – سازگار بودن در واقع بی عدالتی بیشتری ایجاد می کند. من این نقل قول از کیمبرله کرنشاو – مدافع حقوق مدنی آمریکایی و استاد دانشگاه UCLA و کلمبیا را دوست دارم … او گفت: “درمان یکسان با چیزهای مختلف می تواند به همان اندازه نابرابری ایجاد کند که رفتار متفاوت با چیزهای مشابه.”

بنابراین، منظور ما از منصف بودن چیست و چه تفاوتی با ثبات دارد؟

سازگاری به این معناست که با همه افراد در سازمان به یک شکل رفتار کنید. انصاف یعنی رفتار مناسب با هر فرد بر اساس موقعیت و ترجیحات و نیازهای آن شخص.

به راحتی می توان دید که چگونه در منابع انسانی به اینجا رسیدیم. سازگاری آسان تر است و به چیزی جز مطابقت با یک قانون یا سیاست بستگی ندارد. منصف بودن سخت تر است این امر مستلزم آن است که رهبران قضاوت خوبی داشته باشند و در توضیح تصمیم خود برای افراد احساس راحتی کنند و از عهده اقناع کارکنان حساس و مقایسه کننده برآیند. آنها نمی توانند به سادگی بر یک سیاست تکیه کنند. آنها همچنین نمی توانند منابع انسانی را سرزنش کنند.

 

اکنون، ما مدیران زیادی داریم که این مسئولیت را نمی خواهند – یا فاقد اعتماد به نفس و مهارت لازم برای انجام آن به خوبی هستند. اما به همان اندازه، در زندگی انسانی مان، ما می توانیم بین انصاف و سازگاری تفاوت قائل شویم. به عنوان مثال، ما قوانین یکسانی برای پسر 16 ساله و دختر 8 ساله خود تعیین نمی کنیم، درست است؟ ما به این واقعیت پی می بریم که دوستانمان به چیزهای متفاوتی از ما نیاز دارند و می خواهند. یک شوهر برون گرا برای جلب رضایت همسر درونگراش ،برای تعطیلات آخر هفته مراسم اجتماعی را رزرو نمی کند و همسرش نیز بابت این رفتار از او متشکر است. با عرض پوزش، این مورد کمی شخصی بود!

 

نقش ما در منابع انسانی ایجاد سازگاری بیشتر با قوانین و تنظیم رویه های بیشتر نیست، بلکه این است که مدیران را راهنمایی کنیم تا از قضاوت خود استفاده کنند، تا به آنها کمک کنیم بر بی میلی یا اضطراب خود در مورد پذیرش این مسئولیت غلبه کنند. زیرا وقتی مدیرانی داریم که با اعضای تیم خود در مورد نیازهایشان و آنچه که از نظر مدیر مناسب است گفتگو می کنند – می توانیم به سطحی از انصاف و برابری دست یابیم که هرگز با یک اندازه متناسب با همه سیاست ها به دست نمی آید.

 

ما اکنون شاهد دور شدن از سیاست های تجویزی هستیم که سعی در ارائه یکپارچگی دارند – و در عوض ظهور اصول لمسی که امکان قضاوت و انعطاف پذیری را برای پاسخگویی به نیازهای بسیار متفاوت کارکنان ما فراهم می کند. یکی از نمونه های مورد علاقه من در این مورد مربوط به شرکتی در سوئد به نام Prisjakt است. آنها رویکرد بسیار متفاوتی نسبت به سیاست سنتی و معمولاً وحشتناک سوگواری داشتند. به جای اینکه تعداد روزهایی را که می توانید بر اساس رابطه ای که با متوفی داشتید مشخص کنند، یک بیانیه ساده دارند:

“گاهی ممکن است اتفاقاتی در زندگی ما رخ دهد که ما را به لرزه درآورد و زمین بخوریم. این می تواند مرگ یکی از عزیزان باشد، یا نشانه هایی از اضطراب که می تواند در زمانی که انتظارش را نداریم به ما ضربه بزند. همه چیز در زندگی تحت کنترل ما نیست.

ما پشت شما هستیم و مطمئن خواهیم شد که شما تمام زمان و پشتیبانی مورد نیاز خود را دریافت خواهید کرد.”

آن ها به عدم ثبات خود افتخار می کنند، زیرا روی انصاف تمرکز می کنند – چیزی که هر فرد به آن نیاز دارد. تنها ثباتی که آنها به دنبال آن هستند – ثبات تجربه است – زیرا این چیزی است که اهمیت دارد.

منتشر شده توسط: Disruptive HR

مترجم : ساناز میرچی ؛ مشاور مدیریت سرمایه انسانی

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.




Enter Captcha Here :

تائید دیدگاه فعال است. دیدگاه شما ممکن است کمی طول بکشد تا ظاهر شود.