مـدیرنامـه
رسانه اختصاصی مدیران

اپیدمی تنهایی نسل Z و آنچه مدیران منابع انسانی می توانند انجام دهند

تنهایی یک همه گیری خاموش بین نسل Z هاست که می تواند گریبان سازمان ها را هم بگیرد

0 78,577

تنهایی یک اپیدمی خاموش است که همه انسانها را تحت تاثیر قرار می دهد، به ویژه بر سلامت روانی نسل جوان تاثیر منفی می کذارد و می تواند باعث پائین آمدن بهره وری آنها در محل کار باشد . آمار تنهایی نسل Z تصویر نگران‌کننده‌ای را نشان می‌دهد: بیش از 73 درصد از نسل Z ها  احساس تنهایی می‌کنند و بسیاری بر این باورند که نسل آنها شدیدتر از سایرین از تنهایی رنج می‌برد.

این حس فراگیر انزوا در نرخ فزاینده افسردگی در  نسل Z آشکار می شود. در مقایسه با نسل های قبلی،  نسل Z بیشترین شیوع دوره های افسردگی، افکار خودکشی و اقدام به خودکشی را دارد. در سن 18 سالگی، نرخ افسردگی در  نسل Z به طور نگران کننده ای بالا است، به طوری که 91٪ به دلیل استرس، مشکلات جسمی یا عاطفی از جمله افسردگی و بی انگیزگی را تجربه می کنند.

این کشمکش های بهداشت روانی ناگزیر به نیروی کار منتقل می شود. کارکنانی که با تنهایی و افسردگی دست و پنجه نرم می کنند کمتر درگیر هستند، عملکرد ضعیف تری از خود نشان می دهند و غیبت بیشتری دارند. پرداختن به بحران افسردگی و اضطراب Gen Z  نسل Z برای پرورش یک فرهنگ سازمانی سالم و با عملکرد بالا ضروری است. تجهیز کارمندان جوان به راهبردهایی برای غلبه بر انزوا و ترویج ارتباط انسانی واقعی باید در هر دستور کار متمرکز بر مردم باشد. بنابراین، در وهله اول چه چیزی باعث این همه گیری تنهایی می شود؟

 

 

پدیده انزوا بر  نسل Z

نسل Z از نظر نژادی متنوع‌ترین نسلی است که تاکنون وجود دارد، اما تفاوت‌ها می‌تواند باعث انزوای اجتماعی و تقسیم‌بندی در امتداد دسته بندی های نژادی، جنسیتی یا اجتماعی-اقتصادی شود، زمانی که مشارکت فعالانه ترویج نشود. احساس آسیب‌پذیری و طرد شدن از همسالان در نوجوانی رایج است، اما فرهنگ همیشه آنلاین  نسل Z، قلدری و فشار برای سازگاری را تشدید می‌کند.

در حالی که رسانه‌های اجتماعی شبکه‌های کاربران را گسترش می‌دهند، تعاملات رو در رو را کاهش می‌دهند که برای تعلق و توسعه ارتباطات انسانی معنادار ضروری است. نوجوانان امروزی دائماً به دوستانی که در کنارشان نشسته‌اند پیامک می‌فرستند و به تنهایی در اتاق‌خواب‌هایشان فیدها را مرور می‌کنند. اگرچه “به برق وصل شده اند”، اما به طور فزاینده ای احساس انزوا و سوء تفاهم می کنند، انگار هیچ کس واقعا آنها را نمی شناسد.

استفاده زیاد از رسانه های اجتماعی با تشدید افسردگی و تنهایی نوجوانان مرتبط است. یک مطالعه نشان داد نوجوانانی که بیش از 5 ساعت در روز را در شبکه های اجتماعی سپری می کنند، 71 درصد بیشتر از همسالان کم مصرف در معرض ابتلا به افسردگی هستند. از این رو، تعامل حضوری برای نسلی که هرگز زندگی بدون اینترنت را ندیده‌اند و بیش از همیشه «دوستان» آنلاین دارند، رو به کاهش است. تنهایی  نسل Z  پارادوکس ارتباط دیجیتال و در عین حال انزوای عاطفی است.

عوارض سلامت روانی انزوای مداوم

تنهایی طولانی مدت آسیب شدیدی به سلامت جسمی و روانی نوجوانان در حال رشد وارد می کند. فهرست خطرات سلامتی که جوانان منزوی اجتماعی با آن مواجه هستند گسترده است:

  • تنهایی باعث ایجاد تغییرات شیمیایی در مغز می شود که با اختلالات خلقی مرتبط است. نسل Z هایی که فاقد پیوندهای اجتماعی هستند، بسیار بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب هستند.
  • تنهایی باعث افزایش سطح کورتیزول می شود که در طول زمان عملکرد شناختی و حافظه را مختل می کند.
  • عملکرد سیستم ایمنی ضعیف شده است.
  • انزوای اجتماعی اغلب منجر به عادات غذایی نامناسب، اختلال در خواب، و سبک زندگی کم تحرک می شود و مشکلات سلامتی را تشدید می کند.
  • فقدان ارتباط اجتماعی پیشرفت بیماری و عوارض را تسریع می کند. آسیب ایزوله به سیستم قلبی عروقی در نهایت می تواند کشنده باشد.
  • افزایش التهاب و فشار خون بالا
  • تنهایی و التهاب مداوم زوال شناختی و زوال عقل را تسریع می کند.
  • نوجوانان تنها از مواد مخدر و الکل برای خوددرمانی استفاده می کنند و در یک چرخه خطرناک، کاهش سلامت روان را بدتر می کنند.

در سطح عصبی، انزوا باعث افزایش هوشیاری و حالت مغزی حساس به تهدید می شود. هنگامی که ارتباط انسانی وجود ندارد، مغز برای تنظیم پاسخ های احساسی تلاش می کند.

خطرات سلامت جسمی و روانی گسترده ناشی از اپیدمی تنهایی  نسل Z، اقدامات فوری را از سوی ارائه دهندگان بهداشت، مربیان، والدین و کارفرمایان به طور یکسان می طلبد. مداخله پیشگیرانه و ایجاد رابطه می تواند به قرار دادن جوانان در حال مبارزه در مسیرهای سالم تری کمک کند.

تفاوت های جنسیتی در انزوای اجتماعی در محیط کار

در محیط کار مدرن، کارکنان در سراسر طیف جنسیتی با چالش‌های منحصربه‌فردی مرتبط با انزوای اجتماعی روبرو هستند که با ترکیبی از تجربیات شخصی و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته است.

چالش‌هایی که معمولاً در نقش‌های زنانه با آن مواجه می‌شوند:

هویت حرفه ای و انتظارات اجتماعی: پیمایش در پیچیدگی های هویت حرفه ای و ایجاد تعادل بین خواسته های شخصی با انتظارات اجتماعی می تواند منبع استرس و انزوا باشد.

گنجاندن و پویایی محل کار: مسائلی مانند سوگیری های ضمنی یا عدم حضور در نقش های رهبری می تواند به احساس انزوا کمک کند و مانع احساس تعلق شود.

فشارهای شبکه‌های حرفه‌ای آنلاین: حفظ یک تصویر حرفه‌ای در رسانه‌های اجتماعی و پلت‌فرم‌های آنلاین می‌تواند به استرس منجر شود، به ویژه تحت نظارت مقایسه و رقابت مداوم.

دسترسی به راهنمایی و پشتیبانی: یافتن راهنما و حمایت می تواند چالش برانگیز باشد، به ویژه در محیط هایی که الگوهای نقش زن یا مربیان کمتر رایج هستند.

چالش‌هایی که معمولاً در نقش‌های مردانه با آن مواجه می‌شوند:

بیان عاطفی و هنجارهای حرفه ای: به دلیل انتظارات سنتی از رواق گرایی در محیط های حرفه ای، می توان با ابراز احساسات یا جستجوی حمایت مبارزه کرد.

پویایی محیط کار رقابتی: محیط های کاری بسیار رقابتی می تواند مانع توسعه روابط حمایتی با همتایان شود و شبکه های حمایت اجتماعی را محدود کند.

پیشرفت شغلی و ریسک پذیری: ممکن است فشاری برای اتخاذ استراتژی های تهاجمی یا ریسک کردن برای پیشرفت شغلی وجود داشته باشد که منجر به استرس و انزوا شود.

ارتباطات دیجیتال و ارتباطات بین فردی: اتکا به ارتباطات دیجیتال برای راحتی، گاهی اوقات می‌تواند منجر به از دست رفتن فرصت‌ها برای تعاملات عمیق‌تر و معنادارتر در محل کار شود.

برای رسیدگی موثر به این چالش‌ها، متخصصان منابع انسانی می‌توانند سیاست‌های فراگیر را اجرا کنند، برنامه‌های راهنمایی را ترویج کنند، ارتباطات باز را تشویق کنند و فرهنگ کاری حمایتی را تقویت کنند. این رویکرد باید برای تنوع و رفاه عاطفی ارزش قائل شود و محیطی ایجاد کند که در آن همه کارکنان احساس ارتباط و حمایت کنند.

اتصال دیجیتال و جداسازی محل کار

متخصصان جوان به طور مداوم در محیط کار مدرن به صورت دیجیتالی در ارتباط هستند که اغلب منجر به انزوای عاطفی می شود. اتکا به ایمیل‌ها و پیام‌های فوری برای تبادل سریع و تراکنشی باید شامل عمق احساسی تعاملات رو در رو باشد که منجر به قطع ارتباط بین همکاران می‌شود.

فشار برای حفظ یک شخصیت آنلاین حرفه ای و صیقلی می تواند مبارزات واقعی را پنهان کند و محیطی را ایجاد کند که در آن ارتباطات قابل اتکا نادر است. سوء تفاهم‌ها به دلیل نیاز به نشانه‌های غیرکلامی در ارتباطات دیجیتال رایج است که به احساس نادیدنی یا سوء تفاهم کمک می‌کند.

برای کاهش این مسائل، سازمان ها باید تعاملات واقعی و حضوری را تشویق کنند و فرهنگ ارتباطات باز و معتبر را پرورش دهند. این رویکرد می تواند به پر کردن شکاف ایجاد شده توسط ارتباطات دیجیتال، ایجاد یک محل کار مرتبط تر و حمایتی کمک کند.

استراتژی های عملی برای منابع انسانی برای رسیدگی به تنهایی ژن Z

در اینجا روش‌های کاربردی وجود دارد که تیم‌های منابع انسانی می‌توانند به کارکنان Gen Z برای غلبه بر تنهایی کمک کنند:

ارتباط انسانی را از طریق فعالیت‌های تیم‌سازی، برنامه‌های مربیگری و فضاهایی که برای معاشرت‌های حضوری طراحی شده‌اند، ارتقا دهید. اجازه ندهید غوطه ور شدن دائمی دیجیتال جایگزین روابط واقعی شود.

ایجاد شبکه های ارتباطی برای تسهیل ارتباط بین گروه های هویتی مختلف. اطمینان حاصل کنید که همه کارکنان، به ویژه صداهای به حاشیه رانده شده تاریخی، احساس استقبال می کنند.

برای کاهش اضطراب و افسردگی ناشی از رسانه‌های اجتماعی، از مزایای سلامتی مانند عضویت در باشگاه، کمک‌ های خواب ، و برنامه‌های تمرکز حواس استفاده کنید.

آموزش مدیران در زمینه شناخت علائم هشدار دهنده انزوا و ارجاع مناسب سلامت روان. اطمینان حاصل کنید که منابع به راحتی در دسترس هستند.

با سازمان های بهداشت روانی که مطابق با نیازهای منحصر به فرد  نسل Z هستند، مشارکت داشته باشید. ارائه جلسات مشاوره رایگان را به عنوان مزیت کارمند در نظر بگیرید.

برای جلوگیری از فرسودگی شغلی و ارتقای تعادل بین کار و زندگی، خط‌مشی‌های ایمیل و اطلاع‌رسانی معقولی تنظیم کنید. از ذهنیت های دائمی «آماده بکار /  on-call » جلوگیری کنید.

به طور آشکار درباره تجربیات خود در مورد غلبه بر تنهایی صحبت کنید تا ایجاد رابطه صحیح را مدل کنید. آسیب پذیری ارتباط را تقویت می کند.

تجهیز کارکنان Gen Z به ابزارهایی برای ایجاد ارتباطات معنادار، سرمایه گذاری در نیروی کار آینده است. بیایید شکاف تنهایی را با همدلی و شفقت پر کنیم.

بازسازی ارتباطات واقعی

نسل Z از یک اپیدمی بی سابقه تنهایی رنج می برد. در حالی که دائماً به صورت دیجیتالی در ارتباط هستند، آنها فاقد پیوندهای اجتماعی حضوری هستند که برای داشتن رفاه و آرامش حیاتی است.

پیامدهای این تنهایی گسترده است، به سلامت روان، مشارکت، بهره وری و حفظ آسیب می رساند. به عنوان رهبر، ما باید با دلسوزانه به این موضوع بپردازیم.انجام این کار مستلزم تمرکز مجدد بر روابط انسانی است.

پرورش جوامع فراگیر که در آن همه نسل‌ها احساس ارزشمندی، شنیده شدن و درک شدن کنند، امری ضروری است.

راهنمایی، مزایای سلامتی، و ارتقای تعادل بین کار و زندگی به ایجاد ارتباط کمک می کند، با همدلی به عنوان راهنمای ایجاد مکان های کاری که در آن فناوری افراد را به جای منزوی کردن، گرد هم می آورد.

 

 

 

 

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.




Enter Captcha Here :

تائید دیدگاه فعال است. دیدگاه شما ممکن است کمی طول بکشد تا ظاهر شود.