یکی از مهمترین ویژگی افراد سازمان داشتن شخصیت سالم و مستحکم است ، گاهی مشاهده می شود اختلالات شخصیتی بعنوان ویژگی شخصیتی شناخته می شود و خروجی این نوع اختلال می تواند منجر به گرفتن تصمیم های نادرست در سازمان گردد . بر هر مدیری لازم است تا شناخت کافی نسبت به این اختلالات شخصیتی داشته باشد تا در صورت مشاهده آن در خود و یا کارکنان نسبت به درمان آن برنامه ریزی کند
تعریف شخصیت
شخصیت عبارت است از الگوهای پایدار تفکرات، احساسات و رفتارهای شخصی که تحتتأثیر تجربیات، محیط، موقعیت، شرایط زندگی و نیز ویژگیهای ارثی شکل میگیرد.
ضرورت شناخت اختلال های شخصیتی
اختلال شخصیتی، الگوهای رفتاری طولانیمدت و تجربیات درونی هر فرد است که تفاوت زیادی نسبت به آنچه که در جامعه از افراد انتظار میرود دارد.
چنانچه این الگوها که از اواخر دوران بلوغ یا اوایل بزرگسالی شکل میگیرد، مخالف موازین تعریف شده باشد، منجر به بروز اختلال شخصیتی میشود؛ در نتیجه باعث پریشان احوالی و مشکلات عملکردی فرد مبتلا میشود که در صورت اقدام نکردن برای درمان تا آخر عمر پا بر جا میماند.
تشخیص این اختلالات نیازمند تجربه، تخصص و بررسی الگوهای عملکردی بلند مدت است و یک فرد میتواند به بیش از یک مورد از آنها مبتلا باشد. اختلالات شخصیتی حداقل دو مورد از چهار زمینه “طرز تفکر در مورد خود و دیگران”، “شیوه پاسخگویی عاطفی”، “نحوه ارتباط با افراد دیگر” و “روش کنترل رفتار شخصی” را تحت تأثیر قرار میدهد و در مجموع شامل ۱۰ مورد میشود که در ادامه به معرفی آنها میپردازیم.
اختلال شخصیت ضد اجتماعی
این اختلال الگویی از بی اعتنایی به دیگران یا نقض حقوق آنهاست و رفتار فرد مبتلا به آن با هنجارهای اجتماعی مطابقت ندارد. ممکن است فرد به طور مکرر دروغ بگوید، دیگران را فریب دهد و حتی شتابزده، بدون فکر و بیاراده عمل کند و در برابر رفتارهای نادرست خود هیچگونه احساس اضطراب یا گناهی نداشته باشد.
حضور چنین شخصیتی در سازمان می تواند منجر به بروز اختلافات و نارضایتی ها شود چرا که این فرد به هیچ عنوان به منافع سازمان اهمیت نمی دهد و از اختلاف افکنی ، بحران سازی ابایی ندارد ، در عین حال ممکن است به دلیل کمبود زمان مدیران قادر به ریشه یابی مسائل نباشند و این مشکلات به نوعی به رقابت طلبی همکاران نسبت داده شود و این آسیب در سازمان به جا بماند
اختلال شخصیت اجتنابی یا دوریگزین
الگوی کمرویی شدید، خودکمبینی بسیار، احساس بیکفایتی و حساسیت شدید نسبت به انتقاد، مخصوص مبتلایان به این نوع اختلال است. ترس از پذیرفته نشدن و دوست داشته نشدن، مورد انتقاد قرار گرفتن و طرد شدن باعث میشود که مبتلایان به اختلال شخصیت اجتنابی تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران نداشته باشند، خود را بهاندازه کافی خوب نبینند و از نظر اجتماعی ناسازگار باشند.
بارها مشاهده شده افراد مستعد و بعبارتی تلنت جذب سازمان می شوند اما به دلیل اختلالاتی مانند کم رویی قادر به ایفای نقش در سازمان نیستند و در نهایت به دلیل عدم ارائه خروجی های مناسب در لیست نیروهای مازاد و یا غیر سازنده قرار می گیرند ، وظیفه مدیران ایجاد بستر حمایتی برای تمام نیروها بالاخص نیروهای دارای این اختلال می باشند تا آنها بتوانند توانایی های خود را به نمایش بگذارند و برای سازمان منفعت ایجاد کنند
اختلال شخصیت مرزی
الگوی شخصیتی فرد مبتلا به اختلال مرزی عبارت است از بیثباتی در روابط شخصی و عاطفی، ابراز احساسات شدید، خودانگاری و تکانشگری (impulsivity) که باعث میشود فرد برای جلوگیری از نادیده گرفته شدن بیش از حد پیش رود، مرتباً اقدام به خودکشی کند، درجه بسیار شدید و نامناسب از عصبانیت را به نمایش بگذارد یا احساس خستگی مداوم داشته باشد.
حضور چنین نیرویی در سازمان خالی از مشکل نخواهد بود ، شاید تعریف کلاسیک این اختلال استخدام این افراد را غیر ممکن نشان دهد اما در واقع همیشه علائم این اختلال شاخص های زندگی شخصی نمایانگر نمی باشد و ممکن است این افراد اختلال خود را در کار نشان دهند و ریشه آن در شخصیت فرد نمایانگر نباشد و به ماهیت کار نسبت داده شود
اختلال شخصیت وابسته
فرد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته با فراگیری روانی بسیار بالا، رفتار مطیعانه، نیاز به مراقبت و توجه دائمی دیگران، احساس ناامنی و اضطراب شدید در صورت دریافت نکردن پاسخ از دیگران در برابر درخواستهای خود و ترس دائمی از ترک شدن و تنها ماندن مواجه میشود.
این فرد در تصمیمگیریهای روزانه با مشکل مواجه میشود و به دلیل ترس از ناتوانی در مراقبت از خود، در مواقع تنهایی احساس ناراحتی یا درماندگی میکند.
در نظر بگیرید چنین فردی ارتقا شغلی یابد اما همچنان وابستگی هایش به سایر افراد از قبیل نیروهای زیر دست یا هم رده ادامه داشته باشد ، شاید این اصطلاح را شنیده باشید مدیران مدیریت شونده که نمودی از این اختلال می باشد و آسیب های جدی را می تواند به سازمان وارد کند چرا که ایشان سعی در جلب رضایت افراد هستند تا سازمان
اختلال شخصیت هیستریک یا نمایشی
مبتلایان به اختلال نمایشی، الگویی از احساسات بیش از حد، رفتارهای هیجانی و نمایشی، جلب توجه کننده و برقرار کننده روابط پرشور اما سطحی و موقت را از خود نشان میدهند که با تظاهر فخرفروشی و قرار دادن خود در کانون توجه همراه است. این افراد اگر مورد توجه کامل قرار نگیرند احساس ناراحتی و آزار پیدا میکنند.
شاید یکی از پرطرفدارترین اختلال های شخصیتی در سازمان متعلق به این افراد باشد ، داشتن افرادی با قدرت روابط عمومی بالا ، مذاکره کننده قوی ، و یک شومن عالی آرزوی هر سازمانی است اما ممکن است یک اشتباه کوچک در استخدام منجر به انتخاب افرادی با اختلال رفتارهای نمایشی گردد
و آسیب آن ارائه رفتارهای نمایشی به هر دلیل می باشد ، این افراد هر کاری را بصورت نمایشی و قابل اجرا می دانند و از هر گونه مخالفت منطقی با اجرای نمایش گونه متنفر خواهند بود و بزودی سازمان به صحنه نمایش تبدیل خواهد اما اختلاف نمود آن در عمل قابل اندازه گیری خواهد بود نه در تعداد نمایش
اختلال شخصیت خود شیفته
افراد خودشیفته دائماً نیاز به تحسین دارند، خود را بزرگتر، مهمتر، بالاتر، داناتر، تواناتر و لایقتر از دیگران میدانند و هرگز با دیگران همدلی نمیکنند. فرد مبتلا به خودشیفتگی با وجود احساس برحق بودن، خودپسندی فرا طبیعی، تکبر بیش از حد و انتظارات غیر واقعگرایانه و غیرممکن که امکان تحقق ندارند، ممکن است دچار ناامیدی شدید و حتی افسردگی شوند.
قاطعیت ، داشتن شخصیت مستقل و مستحکم تفاوت زیادی با این اختلال دارد اما تشخیص آن در سازمان می تواند دشوار باشد بخصوص که این اختلال در رده های بالای سازمان باشد اگر مراقب حضور چنین شخصیتی در سازمان نباشید افراد خودشان برنامه هایی برای احقاق حقوقشان خواهند گرفت
اختلال شخصیت وسواسی – جبری
ویژگیهای مبتلایان به اختلال شخصیت وسواسی-جبری شامل الگوی کنترلکننده، کمالگرا و غیرقابلانعطاف در اخلاق و ارزشهای فردی، نظم بسیار زیاد و وسواسگرایانه، تمرکز بیش از حد روی تمامی جزئیات، کار کردن بیش از حد حتی به ازای وقت نگذاشتن برای تفریح با دوستان و خانواده،، ناتوانی در اعتماد به توانایی دیگران برای انجام مسئولیتها و در نتیجه مخالف با تفویض اختیار به دیگران، محدودیت در برقراری روابط عمیق و ارائه پاسخهای تفصیلی برای سوالات است.
نیروهای فداکار و دلسوز ، رکورد داران اضافه کاری و حضور در ساعات خاص در سازمان مثل روزهای تعطیل ، لحظه سال تحویل البته خارج از مسئولیتشان از علائم این افراد می باشد ، این افراد کاتولیک تر از پاپ یا راننده ای که خارج از سرعت تعیین شده در اتوبان رانندگی می کنند و دردسرهایی را برای بقیه درست می کنند ، همواره گلایه از دیگران ، عدم همکاری ها دارند و افرادی بدون جایگزین در سازمان می باشند
اختلال شخصیت پارانوئید یا بدگمان
همه افراد مورد سوء ظن، شک و بیاعتمادی فرد پارانوئید قرار دارند و حتی ممکن است از نظر او بدجنس، پستفطرت و دشمن تلقی شوند. این افراد بسیار اهل دعوا و مرافعه بوده و گمان میکنند که دیگران به آنها آسیب میرسانند و فریبشان میدهند.
افراد دارای اختلال پارانوئید دائو در هراس طرح توطئه توسط همکاران هستند و با و یا بی مصداق نسبت به دیگران ةن و گمان تهدید آمیز دارند و احتمال دارد این حس خود را در سازمان گسترش دهند و حتی به مدیران ارشد سازمان منتقل کنند
اختلال شخصیت اسکیزوئید
زندگی اجتماعی منزوی و درونگرا، دوری از روابط اجتماعی و ابراز احساسات ضعیف و محدود از ویژگیهای افراد مبتلا به اسکیزوئید است. این فرد به تمجید یا انتقاد دیگران اهمیت نمیدهند، به دنبال برقراری ارتباطات نزدیک با دیگران نیستند و فقط تمایل دارند که تنها باشند.
حتما این افراد را درمان کنید مخصوصا اگر دارای رتبه و سمت باشند ، تجربه کار با یک اسکیزوئیدی بسیار تلخ است ، پشت سد ارتباطی با یک مدیر قرار گرفتن و پاسخ به هیات مدیره دادن بسیار دشوار است . وقتی هیچ بازخوردی نگیرید نمی توانید کارتان را پیش ببرید ولی مشاهده شده که در تجربه مشابه از زیر دست خواستند که تو باید آنقدر تلاش کنی تا با ایشان ارتباط بگیری و یا اینکه زیر دست را فاقد پشتکار دانسته اند
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
افراد مبتلا به اسکیزوتایپال طرز فکری تحریفدشده و منتسب به خود، عقاید منحصر به فرد، خطاهای ادراکی، رفتارهای غیرمترقبه ناراحتکننده و علاقه به انزوای اجتماعی دارند. شخصیت، گفتار، رفتار و ظاهر این گروه به حدی عجیب و نامتعارف است که آنها را دچار اضطراب اجتماعی بیش از حد میکند. برقراری ارتباط با این افراد نیز به شیوههایی غیرمعمول نیاز دارد.
در اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، تفکر و نحوه ارتباط برقرار کردن، مختل شدهاست. بیماران اسکیزوتایپی گرچه اختلال فکر واضحی ندارند، اما تکلمشان متمایز یا ویژه است، ممکن است معنایش را فقط خودشان بفهمند، و اغلب نیازمند تفسیر است.
آنها ممکن است افکاری خرافی داشته باشند یا مدعی غیب بینی و داشتن سایر قدرتهای فکری و بصیرتهای ویژه باشند. جهان درونی آنها ممکن است پر از ترسها و تخیلات کودکانه و نیز رابطه با افرادی خیالی و تصوری باشد که آنها را به وضوح میبینند. ممکن است اعتراف کنند که خطای ادراک یا درشت بینی (ماکروپسی) دارند و افراد را مثل آدمهای چوبی یا چیزی شبیه آن میبیند.
آنها روابط بین فردی مخدوشی دارند و ممکن است اعمال نامناسبی از آنها سر بزند. در نتیجه، آدمهایی منزوی اند و دوستی ندارند یا بسیار کم دارند. این گونه بیماران ممکن است برخی از خصایص اختلال شخصیت مرزی را هم از خود نشان دهند و در واقع میشود این دو تشخیص را همزمان نیز در کسی مطرح کرد.
نتیجه گیری
موضوع اختلال شخصیتی مساله ای طبیعی است و نحوه درمان آن هم توسط روانکاوان امکان پذیر می باشد اما نحوه شناسایی این اختلال ها در خود و دیگران کار ساده ای نیست دلیلش هم در بالاتر ذکر شد اختلال های شخصیتی به ویژگی های شخصیتی شبیه هستند و حتی ممکن است مدیران عامل و ارشد سازمان خود از این اختلال رنج ببرند و به وجود مساله پی نبرند و آثارش در سازمان نمایان باشد
موضع گیری نسبت به درمان اختلال های شخصیتی می تواند ضررهای بیشماری را برای سازمان منجر شود و لازم است که مدیران نسبت به شناسایی و درمان این عارضه در سازمان برنامه ریزی داشته باشند
در تعریف اختلال ها از مقاله ترجمه شده در سایت ایمنا و ویکی پدیا استفاده شده است
هاشم نعیمی
کارشناس ارشد مدیریت اجرایی
مدیر برنامه ریزی کسب و کار
خیلی مفید بود ، سپاسگزارم