بایسته های مدیریت از نگاه امام رضا «ع»؛ در سالروز میلاد حضرت شمس الشموس
بایسته های مدیریت از نگاه امام رضا «ع»؛ در سالروز میلاد حضرت شمس الشموس

در تعریف اصطلاح مدیریت اسلامی؛ نظرهای گوناگونی وجود دارد که در جمع بندی تعریف عامّ مدیریت در سیستم اسلامی باید گفت: «مدیریت، علم، هنر و فن تعیین هدف، تهیه وسایل و انتخاب افراد مورد نیاز برای نیل به آن هدف در چهارچوب محیط قسط آمیز توحیدی در یک ارگان یا سازمان می باشد

مقدمه: مفهوم شناسی

در تعریف اصطلاحی مدیریت، اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد و هر کارشناسی که در این رشته کتابی نوشته، تعریف خاصی را ارائه داده است؛ اما می توان گفت وجه اشتراک همه تعاریف مدیریت ، هنر یا علم اداره یک مجموعه جهت نیل به اهداف سازمانی» است.

در تعریف اصطلاح مدیریت اسلامی؛ نظرهای گوناگونی وجود دارد که در جمع بندی تعریف عامّ مدیریت در سیستم اسلامی باید گفت: «مدیریت، علم، هنر و فن تعیین هدف، تهیه وسایل و انتخاب افراد مورد نیاز برای نیل به آن هدف در چهارچوب محیط قسط آمیز توحیدی در یک ارگان یا سازمان می باشد.

۱- شرایط و ویژگی های مدیر موفق

دانش و تخصص:

دانش و تخصص مدیر، لازمه مدیریت هر سازمان اجتماعی است و نیز آگاهی کافی نسبت به نوع جامعه مقصد، از الزامات این امر است. اسلام بر این اصل عقلی تأکید دارد و در تعلیمات خود چنین آموزش می دهد: »فسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ « (نحل: ۳۴؛ انبیا: ۷) از دانایان بپرسید اگر نمی دانید.

امام علی بن موسی الرضا (ع) گفته هایی را که از روی فخرفروشی، شعارزدگی یا تنها به امید موفقیت در بحث جدلی است و در گوینده آن از علم و عمل خبری نیست، مبغوض خدا می داند و می فرماید: إن الله یبْغُضُ القیلَ و القالَ و إضاعةَ المالِ و کثرةَ السئوال؛ به درستی که خداوند قیل و قال (گفتار بی فایده و شعارگونه) و تباه سازی اموال و درخواست بیش از اندازه را دشمن می دارد. 

خردورزی:

خردورزی در مدیریت رضوی حاکی از شایستگی مدیر است و کسانی که شایستگی کافی در امر مدیریت ندارند، نابه جاست که بر کرسی مدیریت تکیه بزنند. در سپردن مسئولیّت ها تنها داشتن مدرک، ظاهر آراسته، سابقه خانوادگی و… نمی تواند ملاک صحیحی باشد. به قول حافظ:

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند ، نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ،کلاه داری و آیین سروری داند

خدای حکیم در سوره نساء می فرماید: وَ لاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّه لَکمْ قِیَاماً (نساء: ۵)؛ اموالی که خدا قوام زندگی شما را به آن مقرّر داشته به سفیهان ندهید.

در فرهنگ رضوی نیز مدیر کم خرد، محروم از تشخیص درست و تخصص لازم، مذّمت شده است. امام رضا (ع) در نامه ای به مأمون نوشته است: … البرائة ممّن نَفَی الأخیارَ… و آوی الطرداءَ اللّعناءَ… و استَعملَ السفهاءَ…؛ نفرت و بیزاری از افرادی که نیکان را تبعید (و منزوی) کردند… و آنان را که رسول اکرم (ص) رانده و لعنت کرده بود در کانون اسلامی پناه دادند (و جذب کردند )… و کم خردان و محرومان از تشخیص صحیح را به کار گماردند، جزء اسلام خالص است… 

امام رضا (ع) در این نامه نابسامانی های اجتماعی و مشکلات نظام اجرایی و اداری را به عللی نسبت می دهد که یکی از آنها روی کارآمدن جاهلان، ساده اندیشان و افراد غیر متخصّص است.

ساده زیستی:

با توجه به اینکه برخی کارمندان از نظر اقتصادی دچار مشکل برهه ای یا مستمر می شوند یا سطح توقعات آنها با توجّه به نقش اجتماعیشان بالاتر می رود، نحوه زیستن مدیر، التیام بخش درد و اعتدال بخش انتظارشان خواهد بود. همین امر در سطح کلان جامعه بر عهده رهبری و مدیریت ولایی جامعه اسلامی است تا در سطح عمومی جامعه زندگی کند.

امام رضا (ع) می فرمود: اگر زمام حکومت را در دست گیرم غذای ساده تر و کم ارزش تری خواهم خورد و لباس خشن و زبر در بر خواهم کرد و پس از آسایش با سختی و مشقّت خواهم زیست.

مراقبت از کارکنان:

مدیر، برنامه های خویش را با همکاران و زیردستان به پیش می برد، زیرا افرادی که در جامعه انسانی و در سازمان ها و ادارات و کارخانجات و کارگاه ها و… مشغول کارند در حقیقت کارگزاران و بازوان مدیر محسوب می گردند.

در فرهنگ اسلامی مدیران و کارگزاران و هر کسی که زیر مجموعه ای را مدیریت می کند باید مراقب کارکنان خویش باشد که مبادا یکی از چرخه ها در عرصه مشکلات و گرفتاری ها، و به دور از چشم مدیر از کار بیفتد. مدیر، همان طور که توجّه به کار از جهت کیفی و کمّی دارد، باید ملاطفت و مهربانی و توجّه خویش را هم از زیردستانش دریغ نکند.

در نتیجه، این ویژگی، گذشته از تشویق آنان به کار، بر کیفیت کار تأثیر می گذارد و روحیه اخلاص و کمال خواهی، دل سوزی و کرامت را در آنها زنده می گرداند. امام رضا (ع) در سیره عملی خویش به این امر همّت می گماشت. ابراهیم بن عباس می گوید: هیچ گاه ندیدم امام ابوالحسن الرضا (ع) کلمه ای به زیان کسی به زبان آورد و نه سخن کسی را پیش از پایان آن قطع کند و نه حاجت کسی را که به ادای آن توان داشت، ردّ کند… و حتی دربانان و مهتران را بسیار احسان می کرد و صدقات فراوان می داد و این کار را غالباً در شب های تاریک انجام می داد. 

تواضع در برابر محرومان:

در جامعه ای که روابط ناسالم اقتصادی و اجتماعی حکم فرما باشد اختلاف طبقاتی به وجود خواهد آمد. مدیر جامعه دینی از راه های مختلف باید این فاصله ها را کم کند. یکی از راه ها، درک احساس محرومیت و فقر طبقات ضعیف جامعه و تلاش در جهت رفع آن است تا آنان احساس حقارت نکنند و از جامعه دینی عقب نیفتند، بلکه خود را جزء جامعه بدانند و با انگیزه لازم به عنصر فعّال تبدیل شوند.

در سطح مدیریت سازمانی نیز باید همین رویه متواضعانه رعایت شود. گوش دادن به سخنان کارکنان با رأفت و فرصت و دقت، عدم ارجاع آنها به دایره های غیرضروری و مبتلا نکردن آنها به پیچ های اداری، و تلاش در جهت برآورده شدن نیازهای آنها از جمله مواردی است که در برقراری این ارتباط مؤثر است. زمینه این گونه برخورد، وجود صمیمیت بین کارمند و مدیر در عین احترام به شأن مدیریت، و زنده بودن روحیه تواضع در مدیر است.

در عصر امام رضا (ع) حکومت جابرانه عباسیان بر مردم حکومت می کرد که ده ها سال مردم را به استثمار کشانده بود. امام رضا (ع) می کوشید با هم دردی ها و رهنمودهای خویش از دردهای محرومان جامعه بکاهد و نیز دیگران را به یاری آنها دعوت کند.

امام رضا (ع) خطاب به فردی به نام اسماعیل فرموده است:  ای اسماعیل، آیا در میان آشنایان خود چنین دیده ای که هر گاه کسی جامه ای ندارد و دیگری آن را اضافه دارد به او بدهد؟ گفتم: نه. فرمود: آیا اگر کسی پوششی دارد برای دیگری می فرستد تا او نیز پوشش داشته باشد؟ جواب دادم: خیر. آن گاه امام (ع) (به نشانه ابراز تأسف عمیق) دست بر زانوی خویش زد و فرمود: این ها برادر یکدیگر نیستند.

عبداللّه بن صلت می گوید: مردی از اهل بلخ گفت: در سفر خراسان با امام بودم. روزی سفره انداختند و غلامان سیاه و غیر آنان را بر سر آن سفره فراخواندند (و همه با هم با امام غذا خوردند) گفتم: ای کاش برای این ها سفره ای جداگانه ترتیب می دادید، فرمود: خاموش باش. خدای همه یکی است مادر یکی، پدر یکی و پاداش هر کسی به

معمربن خلاد می گوید: امام رضا (ع) (قبل از خوردن غذا) به بهترین غذایی که برایش می آوردند، می نگریست و از هر خوراکی، مقداری را برداشته و در سینی می نهاد؛ سپس دستور می داد آن سینی غذا را برای بینوایان ببرند.

امام نمی تواند غذایی را میل کند که محرومان از آن نخورده اند و این بر اساس تعالیم اصولی امامان معصوم علیهم السلام است که انسان ها ارزشی همانند دارند.

امام رضا (ع) می فرمود: عونک للضعیف أفضل من الصدقة؛ کمک تو به ضعیفان تا از حالت ضعف و سستی برخاسته و قوی شوند برتر از کمک مالی و صدقه است. 

۲- توانایی ها

هر مدیری نیازمند سه دسته توانایی است که لازم و ملزوم یکدیگرند: توانایی در عرصه تهذیب؛ توانایی در عرصه فن آوری؛ توانایی مدیریّتی.

۱ – ۲- توانایی های تهذیبی

در مدیریت اسلامی یعنی مدیریت مبتنی بر اسلام، در وهله اول، به توانایی های تهذیبی توجه می شود. در قرآن کریم در بیان رسالت پیامبر اکرم (ص) وظیفه تزکیه را قبل از تعلیم و آموزش مطرح ساخته است و با اولویت می فرماید:… یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ… (جمعه: ۲)

رسول خدا (ص) آیات خدا را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد…

علم بدون تزکیه و پروش و اخلاق و در یک کلام تربیت دینی، همیشه مضرّ بوده و جوامع بشری را در سطح خرد و کلان، با مشکل مواجه کرده است.

همه مهارتها و ویژگی ها و توانایی ها مرهون توانایی های تهذیبی است. بدون توجه به امر تهذیب مدیریت اسلامی به هدف والای خود نمی رسد. تهذیب در فرهنگ قرآنی چنان اهمیت دارد که قرآن کریم در سوره شمس پس از یازده قسم به عظیم ترین موجودات هستی، می فرماید: فَأَلْهَمَهَا فجُورَهَا وَ تقْوَاهَا – قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا (الشمس: ۸ و ۹) خداوند، زشتی و پلیدکاری و پرهیزکاری را به انسان الهام کرد، که هر کس، نفس خود را پیراست قطعاً رستگار گردید.

در مدیریت اسلامی باید شاکله وجودی مدیر به گونه ای باشد و به عبارتی او آن چنان تربیت یافته باشد که بتواند در عرصه های مختلف به سلامت به درآید. در کتاب فقه الرضا (ع) منسوب به امام رضا (ع) آمده است که امام  (ع) فرمود: »هر کس می خواهد عزیزترین مردم باشد باید در نهان و آشکار از خدا پروا کند.

 « این کلام، یادآور فرمایش امیر بیان علی بن ابی طالب  (ع) است: من أصلَحَ سریرتَه، أصلح اللهُ علانیتَه و مَن عمِل لدینهِ، کفاهُ اللهُ أمرَ دنیاهُ   و من أحسن فیما بینه و بین الله، کفاه الله ما بینه و بین الناس؛ کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو فرماید و کسی که به کار دینش پردازد، خدا کار دنیای او را درست سازد و کسی که میان خود و خدا را به صلاح آورد، خدا میان او و مردم را اصلاح کند.

اگر انسان خود را در محضر خدا بداند و از رذائل اخلاقی به فضائل اخلاقی هجرت کند به مقام قرب می رسد و تک تک کارهایش وسیله قرب به حق می گردد، و خدمت به انسان ها را در جهت نزدیک شدن به حضرت حق انجام می دهد. کسی که خود را مهذّب نساخته است، نباید خود را در معرض مسئولیت و مدیریتی قرار دهد؛ در غیر این صورت زمینه هلاکت خود را فراهم کرده است؛ چنان که امام صادق  (ع) می فرماید: مَن أرادَ الرئاسةَ هلکَ؛ هر کس اراده و تفکر (چنین) ریاست (و مدیریتی) بکند هلاک می شود.

از سویی دیگر، گماشتن چنین افرادی برای اداره امور بخشی از سازمان، صحیح نیست. امام رضا (ع) درباره مدیران نالایق می فرماید: لم یخُنک الأمینُ و لکن ائتمنتَ الخائنَ؛ انسان امین به تو خیانت نکرده است بلکه تو به خائن اعتماد کرده ای. 

امام رضا (ع) در روایتی پنج خصلت را برای کسی که می توان به او امیدوار بود ذکر می کند: خَمسٌ من لم تکن فیه، فلاترجوه لشيء منَ الدنیا و الآخرة: من لم تعرف الوثاقةَ فی أرومتهِ، و الکرَمَ فی طباعهِ، و الرصانةَ في خلقهِ، و النبلَ في نفسهِ، و المخافةَ لربّهِ؛ پنج چیز اگر در کسی نبود در امور دنیا و آخرت از او انتظار کار نیک نداشته باش: اصالت خانوادگی، اخلاق نیکو، پایداری در خلق و خوی، بزرگواری روح و کرامت، و پرهیز و خوف از پروردگار خود.

مدیر تربیت یافته است که با تهذیب و تزکیه اخلاق خویش، خود را به پیشوایی و امامت پرهیزگاران می رساند و به تعبیر قرآن «امام المتقین» می گردد.

۲ – ۲- توانایی های فناورانه

فن آوری به طرح ها، اطلاعات، تجهیزات، فنون و فرآیندهای مورد نیاز برای تبدیل داده ها به ستاده ها اطلاق می شود و واژه فن آوری در دو جایگاه کاربرد دارد: اول، در فن آوری ماشینی دوم، روحیه خلاقیت در انسان.

۱ – ۲ – ۲- فن آوری ماشینی:

چنان که خدای متعال در سوره هود آیه ۳۷ به حضرت نوح ساختن کشتی را می آموزد: «و اصنَعِ الفُلکَ بِأعیُنِنا» و در سوره سبأ آیه ۱۲ ذوب فلزات را به سلیمان: «وَ أسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ.» این دو آیه، اشاره به استفاده بشر از فناوری در بهره بردن از مواهب الهی است. از این نظر فن آوری برای رسیدن مدیر به هدف، ضرورت و نیازی انکارناپذیر و بدیهی است.

 2 – 2 – 2- روحیه ایحاد فن آوری در انسان: آیه «إنّي جاعلٌ في الأرض خلیفةً» (بقره: ۳۰) بیانگر آن است که از میان موجودات، تنها انسان دارای قدرت خلّاقیت است. نوآوری، ابتکار، طرح ریزی و برنامه ریزی مناسب استعدادهایی هستند که باید مدیر برای رسیدن به موفقیت، آنها را پرورش دهد.

۳ – ۲- توانایی های فرآیندی

هر قدر انسان متعهد باشد یا به تعبیری بهتر، اهل تزکیه و تهذیب باشد لیک از توانایی های فرآیندی؛ یعنی وظائف مدیریتی آگاه نباشد نمی تواند مجموعه نظام مندی را مدیریت کند. از این رو، باید با وظایف منطقی مدیریت آشنا شود و آنها را به کار گیرد.

این مطلب خلاصه ای از مطلب منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی حوزه می باشد