نگاهی به کتاب باز اندشی مدیریت نوشته نیل داگلاس و تری ویکوفسکی
نگاهی به کتاب باز اندشی مدیریت نوشته نیل داگلاس و تری ویکوفسکی

در گفتگویی که با جناب آقای دکتر معمارزاده داشتیم ایشان خبر از انتشار کتابی ارزشمند با عنوان [باز اندشی مدیریت] در تابستان سال جاری داشتند. از ایشان خواستیم در مورد کتاب بیشتر بفرمایند که با لطف ایشان قسمتی از پیشگفتار در اختیارمان قرار گرفت که با شما عزیزان باشتراک می گذاریم

به قول فلاسفه متاخر قرن بیستم [۱] ، انسان موجودی است که در این جهان پرتاب شده است، موجودی است متناهی، یک گذشته با خود دارد، در شرایط موجود زندگی می کند، و به همه این ها روی آوری دارد، و می تواند در هر روی آوری از بین همه حالات ممکن، یک امکان را برگزیند.

 اگر این موجود دغدغه مند باشد و نسبت به آنچه که در اطرافش می‌گذرد بی‌تفاوت نباشد و نسبت به دیگران احساس تعهد کند، آنگاه روی آوری های او به گذشته، حال و آینده متفاوت خواهد بود و ناگزیر مبادرت به طرح افکنی متفاوت با دیگران خواهد کرد.

این موجود را در عالم فلسفه “دا زاین”[۲] می نامند و در نظریه سازمان و در عمل، بر اساس آنچه در ذهن داریم، چاره ای نداریم که آن را مدیر بنامیم.

یعنی موجودی که  دردرون نظام اجتماعی (سازمان )پرتاب شده است؛ گذشته تاریخی خاص خود را دارد؛ آینده‌ای متناهی در پیش رو دارد؛ ناگزیر به شناخت محیط خود و تعریف محیط خاص خود است؛ و در نهایت توانائی طرح افکنی در افق خود را با همه این شرایط دارد.

وقتی مدیران تکلیفی به این سنگینی به عهده دارند، حساسیت تعامل با عنصر اصلی تشکیل دهنده نظام اجتماعی – یعنی انسان – از ویژگی ها و امکانات شبیه دیگران از جمله مدیر برخوردار است.

بعبارت دیگر، وقتی می گوئیم انسان افق خاص خود را دارد، به این معنا است که انسان موجودی فهمنده است، و حق دارد که در افق خاص خود مبادرت به طرح افکنی کند.

این که مدیر چگونه می‌خواهد در این افق های «درهم ذوب شده» کار کند ،  قطعاً کاری است خارق العاده . شاید  به همین دلیل است که در جهانی که در آن زندگی می کنیم نقشی مهم تر از نقش مدیریت سراغ  نداریم.

اگر مشاهده می‌کنیم، مدیران در تعامل با دیگران، و در نتیجه در تحقق اهداف توفیق پیدا نمی کنند، شاید بتوان علت را در دغدغه مند نبودن و غالب شدن افق سایرین بر افق آنها، و در نتیجه ظهور «دا زاین» دیگردانست.

ممکن است  انتخاب عنوان “بازاندشی مدیریت ” برای اثر پیش رو، نوشتن چنین پیش گفتاری را اقتضاء کند، لیکن باید بپذیریم مدیریت آن چیزی نیست که ما تصور می کنیم. سنگ زیربنای مدیریت، دغدغه مندی است و وظیفه اصلی مدیرنگاه به گذشته ، شناخت خود، دیگران، محیط، آینده و در نهایت طرح افکنی است.

مباحث مطرح در این کتاب و مقدم بر همه، نقش مدیریت در سوء کارکرد، اولین سوال را در ذهن خواننده ایجاد می کند که آیا سوء کار کرد معنی دارد؟ اگر پاسخ آری است، چرا؟

باز اندیشی مدیریت نوشته نیل داگلاس و تری ویکوفسک

در فصل دوم به چرایی این سوال پرداخته شده است. فصل سوم وضع موجود را معرفی می کند. آنچه مدیر برای طرح افکنی خود به آن نیاز دارد. فصل چهارم به‌ ریشه  پارادایم های جایگزین می پردازد. در فصل پنجم به تبیین شرایط و چگونگی یادگیری پرداخته شده است. فصل ششم نقش فعال مدیر در سازمان و فصل هفتم نقش تسهیل کنندگی مدیر را تبیین می کند که قطعاً در ویژگی دغدغه مندی مدیر نهفته است. فصل هشتم نیز به مهمترین بحث مبتلابه سازمان های امروزی یعنی اخلاقیات، می پردازد.

امید است اثر پیش رو که حاصل تلاش گروهی از نویسندگان و مترجمان علاقمند به بحث مهم و اثر گذار مدیریت می باشد،  بتواند آغازگر تفکری نوین در بین دانش پژوهان و علاقه مندان به اداره اثربخش سازمان ها باشد.

 از همه خوانندگان محترم، بویژه  استادان، دانشجویان رشته های علوم اجتماعی، بالاخص علاقمندان رشته های مدیریت انتظار داریم؛ مترجمان کتاب را با ارسال نظرات انتقادی و اصلاحی خود، در جهت کیفی کردن هرچه بیشترترجمه اثر بهره مند سازند


[۱] . مارتین هایدگر (۱۳۹۸)، هستی و زمان ، ترجمه عبدالکریم رشیدیان ، نشر نی ، تهران.

[۲] Da Seine

غلامرضا معمارزاده طهران

غلامرضا معمارزاده طهران

عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي
دکترای تخصصی مدیریت دولتی
دانشیاردانشگاه آزاد اسلامی