شهید قاسم سلیمانی، نمونه برجسته اصول رهبری در مدیریت
شهید قاسم سلیمانی، نمونه برجسته اصول رهبری در مدیریت
هر قدر با خود می اندیشم بیشتر درمی یابم که دلیل این همه محبوبیت و موفقیت او را می توان در قدرت رهبری او دانست. از آنجا که او را نمونه مجسم رهبری میدانم به افتخار او نکاتی در مورد اصول رهبری در مدیریت بیان میدارم تا بزرگی او را بیش از پیش نشان دهم.

 هر قدر با خود می اندیشم بیشتر درمی یابم که دلیل این همه محبوبیت و موفقیت او را می توان در قدرت رهبری او دانست. از آنجا که او را نمونه مجسم رهبری میدانم به افتخار او نکاتی در مورد اصول رهبری در مدیریت بیان میدارم تا بزرگی او را بیش از پیش نشان دهم.

رهبری همان هنر نفوذ در دیگران است 

صاحب نظران در معنای رهبری اینگونه بیان کرده اند که رهبری هنر نفوذ در دیگران است بدین معنا که تاثیرگذاری بر افراد و انگیزش آنان به گونه ای که از روی میل و علاقه در جهت دستیابی به اهداف تلاش کنند. به بیان دیگر، رهبری یک مفهوم انسانی است که به امر هدایت و راهبری می پردازد. آنها از توانایی نفوذ در دیگران برخوردار بوده و از آن برای ایجاد انگیزه و برقراری ارتباط استفاده می نمایند. مدیران همیشه کارکنانی را در اختیار دارند، ولی رهبران با تشویق اطرافیان برای خود پیروانی را بدست می آورند. نفوذ سردار سلیمانی در دل ها کاملا مشهود است. حضور میلیونی امروز به یاد او گواه این مطلب است.

رهبر یک پرچم دار است و همواره الگوست

 رهبران همانند یک مربی هستند و در عمل کار درست را آموزش می دهند. رهبران صرفا کارهای صحیح را انجام می دهند. وظیفه اصلی خود را تسهیل امور و راهگشایی می داند تا محیطی صمیمی، به دور از فشار، اجبار و خصومت ایجاد شود. رهبر کسی است که باعث دلگرمی دیگران است و همه زیردستان او تحت تاثیر و نفوذ شخصیت او هستند. اعمال و گفتارشان با هم یکی است.آنچه که می گویند را عمل می کنند و به قولی حرفشان حرف است و می توان بر روی حرفشان حساب کرد. سردار بزرگ اسلام با در صحنه بودن و در صف اول بودن و یکی بودن حرف و عملش تا آخرین لحظه و در نهایت با شهادتش این موضوع را به رخ کشید.

رهبر، انضباط فردی و تسلط بالایی بر نفس خود دارد

 به قول جورج واشنگتن: ” انضباط بیش از تعداد نفرات، عامل برتری یک سپاه است.” رهبر نمی تواند فاقد انضباط فردی، نیروی اراده، خویشتن داری و تسلط بر نفس باشد و این خصوصیات به وضوح در این مرد بود. رهبر فردی صبور است همانطور که سردار بود. رهبر از تنش دوری می کند و سعی می کند تا اتحاد را حفظ نماید، این موضوع را در جهتگیری های سردار در مسائل مختلف می توان دید که حالا همه او را دوست دارند. فردی محکم و با استقامت بالا که مشکلات نتوانستند او را از پای درآورند. تنها زمانی دیگران شما را به عنوان رهبر می پذیرند که توانایی تسلط بر خود را به آنان اثبات کرده باشید. و این دلیل پذیرش سردار در دل مردم است.

سردار در حلقه فرزندان شهدای مدافع حرم
سردار در حلقه فرزندان شهدای مدافع حرم

رهبران، قانون طلایی “با دیگران آن گونه رفتار کنید که دوست داری با تو رفتار کنند”را رعایت می کنند.

به قول جک ولش مدیر جنرال موتور که مدیران خود را تشویق می کرد با کارمندان به گونه ای رفتار کنند که گویی قرار است در آینده آنها به مقامی بالاتر از خودشان ترفیع یابند و زیردست کسانی شوند که امروز زیر دست آنهاست. سردار همواره به گونه ای برخورد می کرد که گویی فردی عادی است. با سربازان در نهایت احترام برخورد میکرد. کودکان را می بوسید و جوانان را بدون نگرانی از مسائل امنیتی در آغوش میگرفت. دوستان را دوست می داشت و دشمنان را دشمن و به تمام معنا تفسیر آیه ۲۹ سوره فتح بود “اشداء علی الکفار و رحما بینهم” یعنی در مقابل دشمنان شدید و سخت بود و در بین دوستان مهربان و با رحمت.

ترسیم چشم اندازی روشن و شفاف از مقصد و موفقیت، از مهمترین شاخص های رهبر است

رهبر همواره امیدوار و مثبت اندیش است و پیروزی را نوید می دهد. شرح وظایف هر فرد را برای رسیدن به موفقیت به روشنی بیان می کند. رهبران دیدگاه وسیعی داشته و چشم به افق دارند. رهبر به موفقیت سازمان صددرصد متعهد است و به افراد انگیزه و دلگرمی می دهد تا با جان و دل کار کنند. او در تلاش است تا تمامی افراد را در راستای هدف منسجم و همسو کند و هم افزایی ایجاد نماید. این موضوع در منسجم کردن تمام جبهه مقاومت در کشورهای مختلف برای رسیدن به هدف والا می توان دید. امروز قدرت جبهه مقاومت به دلیل هم افزایی و اتحاد نیروهای مقاومت در ایران، عراق، افغانستان، یمن، سوریه و حتی شیعیان نیجریه و عربستان بسیار بیشتر از قبل شده و این موضوع ترس بر دل دشمنان انداخته است و دوستان را متحد کرده است.

من به عنوان یک مدیر بسیار علاقه مند هستم که شاخص های رهبری را در خود داشته باشم ولی به تجربه یافته ام تنها با خواندن ونوشتن در مورد رهبری نمی توان تبدیل به رهبری موفق شد. اخلاق آن چیزی است که سردار سلیمانی در نهایت کمال در خود پرورانده بود و این نشان می دهد برای رهبری ابتدا باید فردی با شاخص های بالای اخلاقی بود، آنچه که در مدیران امروزی همانند من کمتر به چشم می آید.

انا لله و انا الیه راجعون، خدایا ما را با سردار محشور کن

این نوشته از صفحه جناب جاویده در ویرگول اقتباس گردیده است