بازار عراق در آستانه از دست رفتن
بازار عراق در آستانه از دست رفتن

عضو اتاق بازرگانی ایران گفت: حتی اگر شر تحریم‌ها کم شود تغییر خاصی در وضعیت کنونی تولید و صادرات کشور ایجاد نمی‌شود چرا که سیاست گذاری‌ها و برنامه ریزی‌ها در راستای افزایش رشد و ارتقاء کیفیت تولید ملی نیست.

گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو- دولت تدبیر با شعار‌های رونق اقتصادی و بهبود معیشت مردم روی کار آمد، شعار‌هایی که از ابتدای امر به مسائل سیاسی و ارتباطات دیپلماتیک ایران با اروپا و آمریکا گره خورد که نهایت آن امضای برجام و دلخوشی‌های توسعه اقتصادی بعد از آن بود که با روی کار آمدن ترامپ و خروج از برجام و تشدید تحریم‌ها در‌های امید به روی دولت بسته شد،

دولت نه تنها بعد از خروج آمریکا از برجام بلکه قبل از آن نیز برنامه‌ای برای رقابت پذیری کالای ایرانی و استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای توسعه صادرات به کشور‌های همسایه نداشت. بررسی چرایی محدود شدن و ضعیف بودن ایران در حوزه صادرات و رقابت با سایر کشورها در اقتصاد بین الملل موضوع گفت و گوی پیش رو با مجید رضا حریری؛ رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است که در ادامه تقدیم می‌شود.

در حال حاضر وضعیت بازار‌های صادراتی ایران چگونه است و چه در توسعه صادرات موفق عمل نمی‌کنیم؟

دلایل بسیاری وجود دارد که اصلی‌ترین موانع پیش روی صادرات یا فروش کالا‌های ایرانی در بازار‌های دنیا محسوب می‌شوند. دو بازار عراق و افغانستان در حال حاضر تنها بازار‌های اصلی هدف صادراتی ایران به شمار می‌روند، فارغ از اینکه این بازار‌ها خوب یا بد هستند موضوع این است که بازار‌های دو کشور یاد شده فعلا خریدار محصولات ما هستند. هر چند لازم به ذکر است هیچ بازاری برای اقتصاد بد نیست و هر بازاری به قدر خود قابل اتکاست، اما اتکای بیش از حد به بازار‌های ناپایداری مثل عراق و افغانستان به هیچ وجه عقلانی نیست.

 بازگشت پایداری سیاسی و امنیتی به عراق و افغانستان منجر به حضور سایر تولید کنندگان با ارائه کالا‌های با کیفیت تری نسبت به کالای ایرانی می‌شود، این مساله می‌تواند موجب قطع تجارت عراق و افغانستان با ما شود. مشابه چنین اقدامی بار‌ها و بار‌ها در عراق دیده شده است که هرازچندگاهی واردات برخی کالا‌های ایرانی را در راستای حمایت از تولید داخلی ممنوع می‌کنند. تولید کنندگان ایرانی باید متوجه حساسیت و اهمیت این موضوع باشند که افزایش امنیت در عراق عرصه را برای حضور سایر تولید کنندگان و ورود کالا‌های آن‌ها به بازار‌های عراق فراهم می‌کند.

در شرایط کنونی بی ثباتی عراق وافغانستان هر تولید کننده‌ای مایل به فروش کالای خود دراین کشور نیست، اما ایجاد امنیت منجر به حذف می‌شود، در این شرایط دیگر تنها رقیب ایران درعراق؛ کشور ترکیه نیست، براین اساس اتکای صرف تجاری وصادراتی ایران به عراق درست نیست، هر چند می‌پذیریم در شرایط تحریم بسیاری از فعالیت‌های تجاری و صادراتی ما از سرناچاری است،

اما با تاسف می‌توان گفت: حتی اگر شر تحریم‌ها از سر اقتصاد ایران برداشته شود در کوتاه مدت تغییر خاصی در وضعیت کنونی صادراتی و تجاری و تولیدی کشور ایجاد نمی‌شود چرا که سیاست گذاری‌ها و برنامه ریزی‌ها در راستای افزایش کیفیت تولید و رشد و توسعه تولید ملی نیست.

آیا بخشی از محدویت صادرات ما می‌تواند ناشی از تاثیرات تحریمی باشد؟

تحریم‌ها این روز‌ها دست وپای ما را بسته است، اما به معنای آن نیست که قبل از تشدید تحریم‌ها کار‌های بزرگی در توسعه صادراتی وتولید و تجارت کشورانجام داده بودیم.

توسعه و رونق صادرات بسته به رونق تولید و کیفیت تولید است؛ اصلا موضوع صادرات کاملا وابسته به تولید است، یعنی اگر تولید منظم و مرتبی نداشته باشید صادرات به غیر از مواد خام معنا ندارد؛ دقیقا مشابه روند کنونی صادراتی کشور که بیش از ۷۰ درصد محصولات صادراتی ما یا خام است یا فرآوری بسیار کمی برروی آن صورت گرفته است، در حالی که در دنیا بین کالا‌ها رقابت سختی وجود دارد؛

بنابراین رقابت در صحنه صادرات باید در تولید اتفاق بیفتد، تولیدی که قادر به رقابت از نظر کمیت وقیمت با سایر کالا‌ها باشد؛ اما ما این مزیت را در تولید کالای ایرانی ایجاد نکرده ایم، نه کالای ما خیلی کیفی است نه با قیمت ارزان تری نسبت به کالا‌های مشابه صادر می‌شود، در نتیجه اگر فکری برای تولید نکنیم و تولید برای صادرات را سرلوحه کار قرار ندهیم، قاعدتاً دردراز مدت در حوزه صادرات نیز نمی‌توانیم موفق باشیم.

به نظر می‌رسد دولت بخش بزرگی از مشکلات را به تحریم‌های آمریکا و اروپا مربوط می‌داند این توجیه را قبول دارید؟

متاسفانه مبادلات خارجی ما به کمترازده کشور دنیا محدود شده است، حتی دیگر موضوع صادرات به خاورمیانه نیست؛ ما از صادرات به همسایگانی که مصرف کننده خوبی هستند وپول برای خرید دارند نیزعقب مانده ایم؛ عموما کشور‌های حاشیه جنوب خلیج فارس مصرف کنندگان خوبی هستند که متاسفانه کمرنگ شدن ارتباطات سیاسی باعث از دست دادن بازار‌های مصرفی این کشور‌ها شده است،

بنابراین ضعف صادرات و تجارت کشور را نمی‌توان به عدم ارتباط با اروپا و آمریکا منحصر کرد؛ ما در چهل سال گذشته غیر از مواد پتروشیمی به اروپا چیزی صادر نکرده‌ایم، پس تضعیف رشد صادرات و رشد تجارت ومسائل اقتصادی را نباید به گردن قطع ارتباط با اروپا و آمریکا بیندازیم، هر چند بهبود روابط ایران با آمریکا واروپا تاثیرات مطلوبی بر اقتصاد کشور به جای می‌گذارد،

اما در حوزه صادرات اتفاق غیرمترقبه‌ای به دلیل دو مولفه کیفیت و قیمت رخ نمی‌دهد. مساله ما بیماری فروش نفت است که از اواخر دهه چهل شمسی و اوایل دهه پنجاه قبل ازپیروزی انقلاب گریبان اقتصاد ما را گرفته است. البته بنده جزء آن دسته از افراد نیستم که نفت را بلایی برای اقتصاد می‌دانند؛ بلکه معتقدم نفت ثروت خدادادی و ملی ماست، اما دولت‌ها چگونگی استفاده از آن را بلد نبودند، چرا که دست کشیدن دولت‌ها از درآمد‌های نفتی به معنای منت بار شدن مردم است همان روشی که بسیاری از کشور‌های دارای درآمد نفتی دنبال می‌کنند.

درآمد‌های نفتی در صندوق توسعه‌ای برای توسعه امروز و فردای آیندگان ذخیره می‌شود و اقتصاد مردمی به دست مردم اداره می‌شود، اما در نظام ما دولت می‌داند در صورت نفروختن نفت باید به مردم رجوع کند. اگر بخش خصوصی فعال شود به دولت مالیات می‌پردازد و دولت بدون درآمد‌های نفتی مجبور به گذران امور خود از مسیر مالیاتهاست؛ لذا آن زمان مجبوراست با بخش خصوصی همکاری خوبی داشته باشد؛ دولت مجبور به شنیدن حرف مردم واطاعت از آنهاست

چرا که می‌خواهد از آن‌ها مالیات بگیرد؛ اگر این روال مانند همه دنیا در ایران اتفاق افتاده بود ما نیز دارای احزاب بودیم و بسیاری از فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی به صورتی واقعی انجام می‌گرفت در این شکل است که مالیات دهنده حقوقی دارد و می‌تواند دولت را درباره فعالیت‌ها و تصمیم گیری هایش مورد بازخواست قرار دهد در حالی که دولت‌های ما همواره مایل به پاسخ دادن به مردم نبوده اند و دلشان نمی‌خواهد کسی از آن‌ها سوالی کند از این جهت است که طلای سیاه فروخته اند و زندگی کرده اند و اینک که درآمد نفتی ندارند دست به جیب مردم می‌برند.

چرا که دست کشیدن دولت‌ها از درآمد‌های نفتی به معنای منت بار شدن مردم است همان روشی که بسیاری از کشور‌های دارای درآمد نفتی دنبال می‌کنند. درآمد‌های نفتی در صندوق توسعه‌ای برای توسعه امروز و فردای آیندگان ذخیره می‌شود و اقتصاد مردمی به دست مردم اداره می‌شود، اما در نظام ما دولت می‌داند در صورت نفروختن نفت باید به مردم رجوع کند.

اگر بخش خصوصی فعال شود به دولت مالیات می‌پردازد و دولت بدون درآمد‌های نفتی مجبور به گذران امور خود از مسیر مالیاتهاست؛ لذا آن زمان مجبور است با بخش خصوصی همکاری خوبی داشته باشد؛ دولت مجبور به شنیدن حرف مردم و اطاعت از آنهاست چرا که می‌خواهد از آن‌ها مالیات بگیرد؛ اگر این روال مانند همه دنیا در ایران اتفاق افتاده بود ما نیز دارای احزاب بودیم و بسیاری از فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی به صورتی واقعی انجام می‌گرفت

در این شکل است که مالیات دهنده حقوقی دارد و می‌تواند دولت را درباره فعالیت‌ها و تصمیم گیری هایش مورد بازخواست قرار دهد در حالی که دولت‌های ما همواره مایل به پاسخ دادن به مردم نبوده اند و دلشان نمی‌خواهد کسی از آن‌ها سوالی کند از این جهت است که طلای سیاه فروخته اند و زندگی کرده اند و اینک که درآمد نفتی ندارند دست به جیب مردم می‌برند.

پیش بینی‌های مختلفی که عموما مبتنی بر سخت بودن شرایط اقتصادی در سال آینده است عنوان می‌شود تحلیل شما از وضعیت پیش روی اقتصاد کشور چیست؟

بنده معتقدم به هیچ وجه نمی‌توان اقتصاد را نه برای سال آینده بلکه برای ماه‌های آینده نیز پیش بینی کرد، پیش‌بینی متکی بر خط کش‌ها و تراز‌های اقتصادی با توجه به تاثیر پذیری اقتصاد از روابط سیاسی ما با دنیا کمی سخت است چرا که با هیچ متر و معیار اقتصادی نمی‌توان گفت: دو ماه دیگر در این کشور چه اتفاق اقتصادی رخ خواهد داد.

منبع : خبرگزاری دانشجو