کارآفرین معلولی که  ۹۲ درصد کارکنانش معلول هستند
کارآفرین معلولی که  ۹۲ درصد کارکنانش معلول هستند

کارخانه فیروز پر است از آدم های معلول توانمند و موفق شهر قزوین که معلولیت زمین شان نزده است. مردان و زنان سرپرست خانواری که شاید جای خالی حداقل های زندگی در روایت هایشان دیده شود اما آنقدر قوی و توانمند اند که سنگینی بار زندگی را تنهایی به دوش کشیده می کشند.

کارخانه “فیروز” در سال ۱۳۵۳ تاسیس شد و نیمی از سهام آن متعلق شرکت جانسون اند آمریکا بود. این کارخانه در سال ۱۳۷۹ توسط بنیاد مستضعفان به مزایده گذاشته شد و مالکیت آن به ” سید محمد موسوی” معلول کارآفرین رسید.

او که یکی از بنیان گذاران کانون “معلولان توانا”هم هست، در این سال ها تلاش کرده تا جایی که امکان دارد از نیروی انسانی معلول برای چرخاندن خط تولید کارخانه فیروز استفاده کند. گفت و گوی ما را با بنیان گذار کانون معلولان توانا و مدیرعامل کارخانه فیروز می خوانید:

محمد موسوی مدیرعامل فیروز

حرکت شما به سمت کارآفرینی چطور شکل گرفت و از چه زمانی تصمیم گرفتید که ۹۲ درصد نیروی کار کارخانه را به معلولان بسپارید؟

از دو سالگی دچار فلج اطفال شدم. در یک خانواده پایین تر از طبقه متوسط به لحاظ بنیه اقتصادی و فرهنگی خانواده سنتی و با اعتقادات مذهبی بودم.. تا قبل از اینکه من وارد مدرسه شوم با حمایت خوب خانواده از توانبخشی بسیار خوبی برخوردار بودم. به طوریکه هیچ گونه احساس ناتوانی به خاطر معلولیت نداشتم. زمانی که وارد محیط مدرسه شدم و زمانی که نگرش مردم جامعه را نسبت به معلولین مشاهده کردم.

این احساس تضاد باعث شد که من وظیفه مند و مسئولیت پذیر باشم که نگرش غلط مردم جامعه را تغییر دهم. همین نگاه غلط در جامعه باعث شد تا من در دوران جوانی دچار احساس تنهایی و انزوای شدید کنم. با اینکه در ظاهر روحیه شادابی داشتم اما در باور های خودم جایگاهی در زندگی برای خودم تصور نمی کردم. به خصوص در مورد ازدواج. به طور مثال من هرگز تصور نمی کردم که تشکیل خانواده دهم. در دوران دیپلم با همین حس ناخوشایند باعث شد که دیپلم را ۴ ساله بگیرم.

درس نمی خواندم و مردود شدم تا اینکه با خواندن کتاب های اجتماعی خاص توانستم جایگاهی برای خودم در زندگی متصور شوم و حس کردم چقدر یک نفر می تواند در جامعه پویا و متحرک زندگی کند.  در آن زمان برای تحصیل تصمیم گرفتم به آمریکا سفر کنم. افق فکری من در آن زمان این بود که پزشک شوم تا از معلولیت جلوگیری کنم و معلولان را درمان کنم.

می خواستم مطبم را در یک جای فقیر نشین بنا کنم. شاید بتوان گفت حس انسان دوستی  چیزی بوده که همیشه با من همراه بوده است. بعد از اینکه انقلاب پیروز شد دوباره به ایران بازگشتم و در آن زمان توانستم هدف واقعی خود را یعنی فعال اجتماعی شدن پیدا کنم. آن زمان معلولیت را شاخص ندیدم بلکه جامعه را معلول دیدم. از آن زمان به بعد بود که تصمیم گرفتم حرکت خودم را به عنوان یک فعال اجتماعی در زمینه معلولان آغاز کنم.

کارخانه فیروز

چه عاملی باعث شد نسبت به دیگران متمایز شوید؟

بعد از پیروزی انقلاب وارد ارگان های دولتی شدم و همینطور در زمینه های مختلف اجرایی و فرهنگی شروع به فعالیت کردم. به طوری که می توان گفت تنوع شغلی بسیاری داشتم. آنقدر تنوع شغلی داشتم که این اتفاق را در هیچ کدام از هم سن و سال های خودم ندیدم.

از پست های مهم امنیتی در سپاه و قوه قضائیه گرفته تا کار پرورش میگو و ماهی در جنوب کشور. به نظرم تنوع شغلی من یکی از عواملی است که باعث شده نسبت به دیگران متمایز شوم. یکی دیگر از نکاتی که باعث تمایز من نسبت به دیگران شده است نگاه من نسبت به عالم هستی است. از نطر من انسان ها با این نگاه شناخته می شوند.

به نظرتان علت این تنوع شغلی چه چیزهایی می تواند باشد؟

من همیشه سوال های زیادی در ذهنم بود که این موضوع باعث میشد به سمت رشته های مختلف بروم. همیشه در هر جایی هم که مشغول کار میشدم دنبال تحول و تنوع کاری بودم اما وقتی در کار پیشرفت می کردم می دیدم اوضاع آنطور که می خواهم نیست به همین خاطر به سراغ شغل دیگری می رفتم.

وقتی وارد  کانون معلولان شدم فهمیدم در این کانون می توانم در همه عرصه ها فعال باشم. به جرات می توانم بگم در این راه خانواده ثروت مندی نداشتم که کمک مالی به من کنند یا ارثیه ای از پدرم نداشتم که کمک راهم باشد. مثل خیلی های دیگر هم به دنبال اختلاث و دزدی از بیت المان نبودم همیشه سعی کردم من به جامعه کمک کنم.

در این راه چه چیزی بیشتر از همه به شما کمک کرده است؟

در یک زمانی من با خدا راز و نیاز کردم و از او نیرو خواستم تا بتوانم کمکی به جامعه کنم. به او گفتم که در این راه دشوار به من کمک کند با اتکا به نیروی خودم کاری برای معلولان دست و پا کنم و خدارا شکر این امر محقق شد.

در سال ۱۳۶۵ حتی می توانم به جرات بگویم که مستاجر بودم و ۲۰۰ هزار تومان به دیگران مقروض ولی تلاش کردم با مدیریت سرمایه کمی که داشتم راه های پیشرفت را طی کنم. از نظر من انسان ها با نگاهی که به جهان هستی دارند معرفی می شوند. دیدگاه من با سرمایه داری غربی بسیار فاصله دارد چراکه در آن دیدگاه کسب سود مد نظر است و در نگاه من رضایت خداوند.

چرا در فیروز تلاش می شود تا جایی که امکان دارد از نیروی انسانی به جای ماشینی استفاده شود و به نظرتان علت موفقیت فیروز چه چیزی است؟

مدیریت نوین سیستم سرمایه داری از سمت کشور های جهان اول شروع شده است و بعد از آن  به کشور ما رسیده است. از نظر من ما نباید کشور های توسعه یافته را به عنوان الگوی شاخص خودمان در صنعت استفاده کنیم بلکه باید نیاز سنجی های کشور خودمان را در نظر بگیریم.

به همین خاطر در فیروز ترجیح داده ام با حفظ کیفیت مطلوب به جای استفاده بیش از حد از ماشین از نیروی کار استفاده کنم. ۹۲ درصد کارکنان ما در فیروز را معلولان تشکیل می دهند.از نظر کیفیت و میزان تولید به حد مطلوبی رسیده ایم. قبل از تحویل گرفتن فیروز این شرکت تنها ۵ کالا تولید  می کرد و ۳۴ پرسنل داشت اما حالا این کارخانه ۱۱۰ محصول تولید می کند و حدود یک هزار نفر پرسنل دارد.

در مورد علت  محبوبیت این شرکت هم می توان بیان کرد فیروز یک سرمایه ملی است.  مردم با این برند حس و متفاوتی دارند. آن ها خاطره بدی از کیفیت این محصولات ندارند و همیشه این کارخانه را ثابت و وفا دار دیدند.

ه همین خاطر در فیروز ترجیح داده ام با حفظ کیفیت مطلوب به جای استفاده بیش از حد از ماشین از نیروی کار استفاده کنم. ۹۲ درصد کارکنان ما در فیروز را معلولان تشکیل می دهند.از نظر کیفیت و میزان تولید به حد مطلوبی رسیده ایم.

قبل از تحویل گرفتن فیروز این شرکت تنها ۵ کالا تولید  می کرد و ۳۴ پرسنل داشت اما حالا این کارخانه ۱۱۰ محصول تولید می کند و حدود یک هزار نفر پرسنل دارد. در مورد علت  محبوبیت این شرکت هم می توان بیان کرد فیروز یک سرمایه ملی است.  مردم با این برند حس و متفاوتی دارند. آن ها خاطره بدی از کیفیت این محصولات ندارند و همیشه این کارخانه را ثابت و وفا دار دیدند.

گروه بهداشتی فیروز

منبع : ایران آنلاین