حال شما و سازمانتان چطور است؟ اکسیژن مدرسه تحول و مشارکت سازمانی
حال شما و سازمانتان چطور است؟ اکسیژن مدرسه تحول و مشارکت سازمانی

همه نیاز به بهتر شدن حال و روز خود را احساس می‌کنند و به دنبال نوعی بهبود، تغییر و یا توسعه در سطوح فردی، سازمانی و یا اجتماعی هستند. ما بر این باوریم که اساس هر نوع تغییری از نوع نگاه و ذهنیت‌های ما شکل می‌گیرد، که به نوبه خود تحت تاثیر ارتباطات ما با دیگران است؛ زیرا، ذهن فردی از فرهنگ جمعی جدا نیست

امروزه اهمیت نگهداری از منابع انسانی  برای مدیران محرز شده است و مدیران با استفاده از رویکردهای نوین مدیریت علی الخصوص در زمینه مدیریت منابع انسانی سعی در ایجاد فضایی سالم ، هوایی تازه و فراهم نمودن فضایی برای رشد و توسعه در سازمان و به تبع آن ایجاد مزیت رقابتی  برای سازمان می نمایند

از این رو بازار ارائه خدمات در این موضوع هم داغ است ، منتور ها و کوچ های حرفه ای و یا سازمان هایی که خدمات در این موضوع ارائه می دهند

یکی از شرکتهای موفق در زمینه بهبود و توسعه سازمانی و فردی « مدرسه اکسیژن » است جایی که سعی بر ایجاد ادبیات جدیدی در ایجاد نگرش سازمانی و استقرار آن در سازمان های ایرانی دارد

در این مجال مصاحبه ای با آقای علی حکم آبادی یکی از بنیانگذاران این مجموعه داشتیم و سعی داریم معرفی مشروحی از این سازمان موفق به مخاطبان گرامی ارائه کنیم

علی حکم آبادی و افشین رهنما
هم بنیانگذاران مدرسه اکسیژن

سلام ، وقت بخیر جناب حکم آبادی ، ممنون که قبول زحمت کردید ، لطفا خودتان را معرفی بفرمایید از مجموعه تان برای مخاطبان ما بفرمایید

 سلام علی حکم آبادی هستم ، هم بنیانگذار مدرسه اکسیژن رشته های تحصیلی و کارهای مختلفی رو تجربه کردم و حدود ده ساله که دغدغه‌ام توسعه سازمانها از طریق آدم ها و فضاهای ارتباطاتی هست  

مدرسه اکسیژن رو با دوست و شریکم افشین رهنما در سال ۹۳ ایجاد کردیم  ما خودمون رو متعهد کردیم به رشد آدم ها و سازمانها در واقع با هنر ارتباطات و توسعه افراد تلاش می کنیم تا به رونق مجموعه ها کمک کنیم

چطور شد مدرسه اکسیژن رو تاسیس کردید ، هدفتان چه بوده ، چه ماموریتی برای سازمانتان تعریف کردید

قبل تر از اکسیژن من و افشین هر دو مدرس، مربی، تسهیلگر و برگزار کننده رویدادهای متنوعی بودیم، عاشق تحول و خودشناسی افشین روانشناس تربیتی و من روانشناس صنعتی/سازمانی کار مشترکمون رو در یک پروژه در حال تعدیل نیرو در پرند شروع کردیم و ترکیب توانایی ها و تجربه هامون تونست یک جریان امیدبخش رو توی پروژه استارت بزنه و این آغاز همکاری ما بود.

ما به دنبال ایجاد یک بستر ارتباطی پویا (پلتفرم) همانند یک اکوسیستم طبیعی هستیم، که نیازمند رهایی از ذهنیت طراحی و مدیریت متمرکز است.

سال ۹۴ همکاریمون رو با همراه اول شروع کردیم؛ آموزش مهارتهای نَرم Soft Skills به حدود ۸۰۰ نفر از کارکنان اسم یکی از دوره هامون اکسیژن بود و بعد از مدتی که وارد سازمان می شدیم با لبخند ریز و ظریفِ کارکنان مواجه و یواش یواش به اکسیژنی‌ها معروف شدیم

و کد مشترک بینمون شد لبخند اکسیژن شد نام‌مون، حال خوب مراممون دو جا برامون مهم و مقدس بود؛ خانه و مدرسه “خانه تکانی فرهنگی” رو راه انداختیم و مدرسه اکسیژن رو.

فکر کردیم هم فرهنگمون نیاز به خانه تکانی داره و هم مدرسه هامون که زنگ تفریح هاش کم بود نیاز به بازطراحی

قبل از شما هم خدمات اینچنین ارائه می شده یا خیر ، تفاوت شما در چیست ؟

ما سعی کردیم به جای تمرکز بر سرفصل و محتوای آموزشی ، خلاقیت رو به کار گرفته و به تجربه انسان تمرکز کنیم

در واقع هر برنامه و دوره آموزشی از نظر ما یک رویداد است. به گمان ما همه نیاز به کشف شدن، تحسین و دیده شدن داریم. هنر مدرسه اکسیژن در شوق آفرینی و جلب مشارکت است، در آموزش‌های نوین و یادگیری فعال Active learning

آیا رویکرد خاصی را دنبال می کنید ؟

همه نیاز به بهتر شدن حال و روز خود را احساس می‌کنند و به دنبال نوعی بهبود، تغییر و یا توسعه در سطوح فردی، سازمانی و یا اجتماعی هستند. ما بر این باوریم که اساس هر نوع تغییری از نوع نگاه و ذهنیت‌های ما شکل می‌گیرد، که به نوبه خود تحت تاثیر ارتباطات ما با دیگران است؛ زیرا، ذهن فردی از فرهنگ جمعی جدا نیست.

جداسازی جزء از کل، فرد از جمع، درون از بیرون، سیستم از محیط به راحتی امکان پذیر نیست. معلوم نیست ما بر دیگری اثر می گذاریم یا او بر ما؟ افراد باعث شکل گیری جمع می شوند یا جمع فرد را شکل می دهد؟ انسان محیطش را می‌سازد، یا برعکس؟ مرز بین بالا و پایین، بیرونی و درونی، مسئله و راه حل، … کجاست؟ همه هم بخشی از مسئله ایم و هم بخشی از راه حل.

«دردم از یار است و درمان نیز هم …»

رویکرد ما نه بالا به پایین است، و نه پایین به بالا. واقعیت این است که مشکل بتوان یک ساختار هرمی و بالا به پایین را در یک محیط پویا و شبکه ای حفظ کرد.

ما به دنبال ایجاد یک بستر ارتباطی پویا (پلتفرم) همانند یک اکوسیستم طبیعی هستیم، که نیازمند رهایی از ذهنیت طراحی و مدیریت متمرکز است. نیاز به فضایی داریم که به همه فرصت مشارکت و آزمودن راهکارهای مختلف را می‌دهد، تا از برآیند تعاملات و تغییرات، درجات بالاتری از همکاری، هم افزایی و هم آفرینی (co-creation) حاصل شود.
برای این منظور، تلاش می کنیم تا فضاهای ارتباطی متنوع و مناسبی خلق کنیم تا امکان مشارکت در فرآیندهای یادگیری انسان محور برای طیف وسیعی از افراد، سازمانها و جریانهای اجتماعی ایجاد شود.

اصول کاری مدرسه اکسیژن

نگرش برنده-برنده-برنده
یافتن حداکثر یکپارچگی و همگرایی (integration) بین ارزشهای فردی، سازمانی و فایده اجتماعی برای خلق ارزش مشترک (CSV: Creating Shared Value).

آغاز از همان جایی که هستی با هر آنچه داری
زندگی در هر لحظه، همانگونه که هست یگانه هست و هیچ کم و کسری ندارد. از هر جایی که هستیم می توانیم امکان های بی شماری را کشف و خلق کنیم، تا کامل زیستن را تجربه کنیم.

رویکرد کواکتیو (Co-active)
شروع از آدم ها و ظرفیت های موجود (و نه ایده ها و برنامه های از پیش تعیین شده). ببینیم کجا تشنگی، انگیزه، استعداد و ظرفیت لازم وجود دارد، و پیرامون آنها ساختارهای حمایتی مناسب را برای افراد و گروه های عامل و پیشگام ایجاد کنیم.

هر چیزی یک منبع است (حتی آلودگی)
در خلقت هیچ چیز «هرز» یا بیهوده نیست. وجود هر عنصری در هستی حکمتی دارد و در هر شرّی خیری نهفته است. بدون آنکه بدانیم دقیقاً مقصد کجاست، قصد مشخصی داریم و باور داریم که هر شکستی مقدمه پیروزی است، هر خطایی فرصت یادگیری است، و هر مشکل امکانی است پنهان برای طراحی و نوآوری.

بالا بردن فراوانی و تنوع
به جای تمرکز بر بالا بردن احتمال موفقیت یک طرح یا یک برنامه از پیش تعیین شده، به دنبال فراهم کردن بستری هستیم که در آن فراوانی و گوناگونی طرح ها، فعالیتها، ایده ها، بازی ها و تعاملات باعث شکل گیری روابط خودجوش و رشد ارگانیک شود. وقتی زمین بازی آماده باشد، و ابزار بازی دم دست باشند، خیلی‌ها هوس می کنند وارد بازی شوند. وقتی سفره پهن باشد و انواع غذاها برای ذائقه های مختلف عرضه شده باشند، خیلی‌ها هوس می کنند غذاها را امتحان کنند. وقتی در یک بازار محصولات و خدمات متنوع عرضه شوند، هر کدام خریدار خود را پیدا می کند. وقتی پیام ها از کانالهای ارتباطی مختلف منتشر شوند، هر کسی پیام مناسب حال خودش را روی طول موج خودش دریافت می کند.

رعایت اصول روانشناسی مثبت
یکی از باورهای رایج این است که خوشبختی هدفی دور دست است که رسیدن به آن نیازمند وسایلی مانند سخت کوشی، هوشمندی و پولدار شدن است. ولی برای هر نوع تلاش و حرکت، لازم است به انگیزه های درونی بیشتر توجه کنیم. در هر شرایطی می توان حال خوب و احساسات مثبت، حس بازیگر بودن، روابط غنی، و حس دستیابی معنادار را بیدار کرد (PERMA).

ساده سازی: ببین چکار می تونی نکنی؟
به جای اینکه ساده انگارانه فرض کنیم که همه چیز را می دانیم و می توانیم برای هر مسئله ای نسخه ای بدهیم، با پذیرش ندانستن از «منیت» فاصله می گیریم. اینگونه به جای «واکنش» ناشی از ترس، به دنبال «کنش» برخاسته از عشق هستیم، تا بگذاریم جریانهای طبیعی ساده تر و روان تر مسیر تکاملی خود را طی کنند.

مشتریان شما چه کسانی هستند و در کل خدمات شما چه کمکی به سازمانها میکند و قرار است چه نیازی را پوشش دهد

سازمان‌هایی که انسان محورند، به حال و ارتباطات کارکنان اهمیت می دهند و باور دارند که سخن از مهر و مهربانی می تواند منجر به همکاری و کارایی بیشتر شود. مشتری ما دوستانی هستند که ریسک می‌کنند و آغازگر تجربه های نو هستند

. سازمانهای زیادی در این ۵ سال به ما اعتماد کرده اند و ارتباط مداوم و پایدارمان با ایشان بهترین لوح افتخار اکسیژن است؛ شرکتهای همراه اول، ایرانسل، هایپراستار، کوبل دارو، آسان پرداخت، فولاد هرمزگان و …

مشتریان ما سازمان‌هایی هستند که انسان محورند، به حال و ارتباطات کارکنان اهمیت می دهند و باور دارند که سخن از مهر و مهربانی می تواند منجر به همکاری و کارایی بیشتر شود. مشتری ما دوستانی هستند که ریسک می‌کنند و آغازگر تجربه های نو هستند

چند سال است فعالیت می کنید و استقبال مشتریان چطور بوده ، چه بازخوردهایی داشتید

 ۵ سال از فعالیتمان به سبک جدید می‌گذرد، مهمترین بازخورد مشتریانمان حول واژه‌های زیر بوده است؛ تغییر مود و انرژی سازمان بهبود حال و ارتباطات بین همکاران توسعه فضای اعتماد، افزایش انگیزه، تعلق و تعهد کارکنان به سازمان

اول تیم و آدم‌ها بعد استراتژی و برنامه ها _ارزشها مهم اند حتی مهم‌تر از رشد کسب و کارمان _در همکاری با آدم ها و سازمانها باید حالمون باهاشون خوب باشه وگرنه بهتره نه با ادعا و دانش کسی مرعوب شیم و یا با پول یک مشتری و کارفرمایی وسوسه

و حرف آخر اینکه طی چند سال فعالیتتان چه چیزهایی اموختید که می خواهید در اختیار مدیران قرار دهید

 _اول تیم و آدم‌ها بعد استراتژی و برنامه ها _ارزشها مهم اند حتی مهم‌تر از رشد کسب و کارمان _در همکاری با آدم ها و سازمانها باید حالمون باهاشون خوب باشه وگرنه بهتره نه با ادعا و دانش کسی مرعوب شیم و یا با پول یک مشتری و کارفرمایی وسوسه _ میشه سالم بود و رشد خوبی هم داشت (با اشتیاق، صبر و تعهد) _ هوای آدم‌ها رو داشته باشیم و پای هم بیایستیم؛ بازار دیر یا زود میاید _ کارآفرینی به معنی ثبت شرکت و اجاره دفتر، میزکار و استخدام کارمند نیست؛ به استقبال اقتصاد و سازماندهی « شبکه‌ای » برویم.

ضمن تشکر از آقای حکم آبادی برای شرکت در این مصاحبه از ایشان قول گرفتیم که یک بازدید از مجموعه اکسیژن داشته باشیم و گزارش کاملتری را برای مخاطبان فراهم نمائیم

انتهای خبر /